یادداشتهای دانشجویی
 
.

Tuesday, May 11, 2004



خیلی وقته که من دیگه وبلاگم رو نمی نوشتم! شاید فکر می کردم تو دنیایی که همه دوست دارن مرموز باشن من چرا شفاف باشم.زندگی همینه! کاریش هم نمی شه کرد. من هم که یه سر و هزار سودا دارم. شاید خصیصه جوانی همین باشه! وسوسه های جوانی هم جزیی از اونه. به همه اینها به چشم یه امتحان نگاه می کنم. نگاههای فریبنده دختری زیبا در خیابان که تو را وسوسه می کنه. کارهایی که دوستهات می کنن و تو به خودت اجازه چنین کاری رو نمی دی ! همه و همه جزیی از جوانی هستن. خنده های بلند, شیطنت های بچه گانه ,ویراژ های شبانه , اعصاب دربوداغون وقتی که چند ساعت رانندگی می کنی , سر و کله زدن با چند تا آدم کم توان ذهنی , رفتارهای خنده دار دخترای همسایه که قدر یه زن آرایش می کنن و کتابی که یه سال ترجمه اش میکنی ولی حوصله تموم کردنش رو نداری , فیگور هایی که جلو آینه تو باشگاه می گیرم و بعدش خودم می زنم زیر خنده! ؛همه این چیزا زندگی روزانه منه!
و اما مهمترین دغدغه .....
فعلا یا علی

10:17:00 AM | | link


Wednesday, February 04, 2004



به نام خدا هستم !
امروز من تصمیم گرفتم بعد از چهل روز دستی به سر روی این وبلاگ بیچاره بکشم.لذا در راستای سیاستهای حکیمانه و اصولی خودم می خام در زمینه های مختلف اظهار نظر بکنم!

- دانشگاه
چرا ما این طور بدبخت آفریده شدیم. از 15 دی ماه که سنگ بزرگی به نام امتحان بیماریهای درونی توسط 4 تا استاد رو سر ما افتاد هنوز که هنوزه از شر این امتحانات خلاص نشدیم و حالا حالا ها کار داریم (دقیقا تا 28 بهمن کار داریم)

*نکته کنکوری: دانشگاه آزاد اسلامی که این روزها به عنوان یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی ایران مطرح است از کنار هم قرار گرفتن سه کلمه دروغ تشکیل شده! نه دانشگاهه ! , نه آزاده ! و نه حتی اسلامیه !!! داوطلبان عزیز به این نکته توجه کافی داشته باشن!

- سیاست

تو غلط می کنی نحصن می کنی! این نمایندگان اصلاح طلب عزیز که الان انتظار حمایت مردمی را دارن اگه در این 4 سالی که نمایندگی مردم رو به عهده داشتن کمی عرضه از خودشون نشون می دادن الان در این حال و روز نبودن! به نظر من این روندی که الان شروع شده شاید در کوتاه مدت به نفع محافظه کارها باشه ولی در دراز مدت برای همه شون گرون تموم میشه! مردم به جمهوری اسلامی بله گفتن , نه به خلافت طالبانی !
نکته: زبان سرخ سر کچل را به باد می دهد !!

فعلا با اجازه!

8:55:00 PM | | link


Saturday, December 27, 2003



از ماست که بر ماست

واقعه زلزله در بم واعا خیلی اسفبارو غم انگیز هستش ولی اسفبار تر از اون وضعیت امداد رسانی در کشور هستش. بم شهر زیاد بزرگی نیست ولی نهاد های امداد رسان از کمک به حادثه دیدهای این شهر عاجزند . حالا فرض کنیم که اگر یک همچین زلزله ایی در شهر های بزرگی مثل تهران یا تبریز که در طول تاریخ چندین بار در اثر زلزله به کلی تخریب شدند اتفاق بیافته چه مصیبتی رو به بار میاره؟!! وقتی یه حادثه ناگواری رخ می ده این نهادهایی که بی جرات می توان گفت خیلی بی عرضه تشریف دارن تازه شروع می کنن به گرفتن کاسه ی گدایی به طرف مردم! تا مردم خبر بشن و کمک های مردمی جمع بشه و به محل برسه اتفاقی می افته که در بم افتاد. اونهایی هم که از زلزله جون سالم به در برده بودن شب از سرما یخ زدن. من بعضی وقتها به دوستهام می گم نمی دونم این مملکت رو چه حسابی می گرده؟! وافعا هیچ کس به وظیفه ی خودش عمل نمی کنه و هیچ چیزی جای خودش نیست. و همون هم به این جور زندگی عاذت کردیم. همه مسئولها وقتی اتفاقی می افته دو تا کار می کنن یا کار رو ماست ملی می کنن یا تقصیر رو به گردن یکی دیگه که دیوارش از همه کوتاهتره میاندازن. همه حتما می دونید که سالی نیست که در ایران هواپیمایی سقوط نکنه ولی هیچ وقت دلیل واقعی حادثه مشخص نمی شه و همیشه مقصر حادثه خلبان بد بختی اعلام می شه که دستش از دنیا کوتاه شده! اینه وضعیت ما !! پس از ماست که بر ماست!

6:53:00 PM | | link


Thursday, December 04, 2003



سلامتی همانند تاجی بر سر ماست تا وقتی بر سرماست متوجه وجودش نمی شویم وقتی که افتاد می فهمیم که چه نعمتی را از دست داده ایم.

6:04:00 PM | | link


Sunday, November 16, 2003

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را
که به ما سوی فکندی همه سايه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بين
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سرچشمه بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوی را
برو ای گدای مسکين در خانه علی زن
که نگين پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا
به جز علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو بدوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علی که می تواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لا فتی را
به دو چشم خون فشانم حله ای نسيم رحمت
که ز کوی او عباری به من آر طوطيا را
به اميد آنکه شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضا بگردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هر دم ز نوای شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهی
به پيام آشنايي بنوازد آشنا را
ز نوای مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهريارا

10:59:00 AM | | link


Wednesday, November 12, 2003



هفته ایی که گذشت!
دانشگاه رفتن که کار هر روز ماست ولی به گفته یکی از معاونهای دوران دبیرستان ما "بچه باید خودش برا خودش تعطیلی دست و پا کنه ما که نمی تونیم بگیم کلاس نیا "! به همین خاطر دیگه خیلی از بچه بصورت کاملا انتخابی (Selective)سر کلاس میان. البته من تقریبا سر همه کلاسها حضور دارم ولی سر کلاس دوتا از استاد ها که بی شباهت به دیازپام نیستن ,نمیرم! مگه زوره! ولی این باعث شده که اسم بد در بره و من هم به گروه توریست ها اضافه بشم! ولی به خدا من این کاره نیستم!!

ارتباطات سیار (Mobile)
از چند ماه پیش که شرکت معظم مخابرات ایران دور جدید واگذاری سیم کارتهاشو شروع کرده خیلی از آرزومندان هم به این هدف نایل شدن ولی بعضیا مثل اینکه دیگه خیلی به اون نیاز داشتن اونو همچین از گردنشون آویزون کردن که آدم از دور فکر میکنه پستونک انداختن دور گردنشون! ولی چیز جالبی که هفته پیش دیدم این بود که یه نفر آدم عاقل گوشی 3310 نوکیا رو که بی شباهت به بی سیم جنگی نیست رو از گردنش آویزون کرده بود! ( این که اوج کلاسه)
حالا اینها همه به یه طرف ! به هر شماره ایی که زنگ می زنی یا در دسترس نیست یا مسیر مسدود است یا فوت شده! حالا میگن وضعیت موبایل تو تبریز خوبه ! خدا به داد تهرونی ها و کرجی ها برسه!

زیبایی ؟!!

هر آدمی دوست داره که تر وتمیز و خوشگل باشه ولی عده ایی از آدمها شور همه چی رو در میارن! چند روز پیش که داشتم از باشگاه بر می گشتم سر راهم از یه کوچه که تقریبا خلوت بود رد شدم ! ولی وسط کوچه چند تا دختر خانم رو دیدیم که داشتن تو آینه بغل یه ماشین که تو کوچه پارک شده خودشونو نگاه می کردن و به خودشون می رسیدن! یکی شون تو یه یه کیسه فریزر فکر کنم کرم آرایشی داشت! یکی دیگه شون هم مقنعه اش رو با یه روسری رنگی عوض می کرد! من که دیگه دیدم سر خانومها خیلی شلوغه برگشتم و از یه کوچه دیگه رفتم ! این باعث شد که کمی راهم دور بشه.

موسیقی

آلبوم جدید بیژن مرتضوی هم به بازار اومد. اسم این آلبوم "یه قطره دریا " هستش! با REAL PLAYER می تونین بهش گوش کنین. راستی سامان هم یه آلبوم جدید به اسم" فراموشم نکن"بیرون داده که خیلی قشنگه!

10:47:00 PM | | link


Thursday, October 30, 2003



زیر پوست زندگی
عمر مثل برق وباد میگذره! انگار همین دیروز بود که با مامانم رفتم و سر کلاس اول نشستم.انگار همین دیروز بود که رفتم دانشگاه و البته فکر میکردم که شق القمر کردم روزهای اولی که دانشگاه رفته بودم وقتی سال بالایی ها رو می دیدم که دارن جراحی میکنن با خودم می گفتم کی ما هم از اینکارا می کنیم. ولی الان می بینم که عمر مثل یه شب خوابیدن و بیدار شدن میگذره! آدم اصلا نمی فهمه که کی گذشت! فقط خاطره هاست که می مونه! سعی کنیم طوری باشیم که فقط ازمون خوبی تو ذهن ها بمونه!

موسیقی غیر مجاز! ! !
آلبوم جدید فرشید هم بیرون اومد . اسم آلبوم جدیدش "دیدی گفتم" هستش! آهنگ اولش با اسم "دلت بخواد " خیلی با حاله! اینجا به گلچینی ار آلبومش می تونین گوش بدین(Real Media)

نکته برای غیر ایرانیهای سرافراز

شب 31 اکتبر عید هالووین هستش و صبحش هم قراره غربی ها حسابی حال ایرونی ها بگیرن! چون مهلت امضای پروتکل الحاقی تموم میشه!! آیا ایران هم به سرنوشت عراق دچار میشه؟!

نماز و روزتون هم قبول , التماس دعا

5:41:00 PM | | link