از ماست که بر ماست
واقعه زلزله در بم واعا خیلی اسفبارو غم انگیز هستش ولی اسفبار تر از اون وضعیت امداد رسانی در کشور هستش. بم شهر زیاد بزرگی نیست ولی نهاد های امداد رسان از کمک به حادثه دیدهای این شهر عاجزند . حالا فرض کنیم که اگر یک همچین زلزله ایی در شهر های بزرگی مثل تهران یا تبریز که در طول تاریخ چندین بار در اثر زلزله به کلی تخریب شدند اتفاق بیافته چه مصیبتی رو به بار میاره؟!! وقتی یه حادثه ناگواری رخ می ده این نهادهایی که بی جرات می توان گفت خیلی بی عرضه تشریف دارن تازه شروع می کنن به گرفتن کاسه ی گدایی به طرف مردم! تا مردم خبر بشن و کمک های مردمی جمع بشه و به محل برسه اتفاقی می افته که در بم افتاد. اونهایی هم که از زلزله جون سالم به در برده بودن شب از سرما یخ زدن. من بعضی وقتها به دوستهام می گم نمی دونم این مملکت رو چه حسابی می گرده؟! وافعا هیچ کس به وظیفه ی خودش عمل نمی کنه و هیچ چیزی جای خودش نیست. و همون هم به این جور زندگی عاذت کردیم. همه مسئولها وقتی اتفاقی می افته دو تا کار می کنن یا کار رو ماست ملی می کنن یا تقصیر رو به گردن یکی دیگه که دیوارش از همه کوتاهتره میاندازن. همه حتما می دونید که سالی نیست که در ایران هواپیمایی سقوط نکنه ولی هیچ وقت دلیل واقعی حادثه مشخص نمی شه و همیشه مقصر حادثه خلبان بد بختی اعلام می شه که دستش از دنیا کوتاه شده! اینه وضعیت ما !! پس از ماست که بر ماست!